بازاریابی سازمانی(قسمت دوم)
چالش های بازاریابی سازمانی
هنگام ایجاد کمپین های بازاریابی در سطح سازمانی، ممکن است در طول مسیر با چالش های زیادی روبرو شوید. این موضوع به این دلیل است که کمپین های در این مقیاس، بسیار پیچیده و چند وجهی هستند و اغلب اهداف بزرگی را انتخاب کرده و شامل بودجه های کلان می شوند. بنابراین مطمئن شوید که هنگام اجرای یک برنامه بازاریابی سازمانی برای مواجهه با چالش های زیر آماده هستید.
1*تخصیص نادرست منابع
از آنجایی که بازاریابی سازمانی شامل کانالها و استراتژیهای متعددی میشود، برای کسبوکار میتواند چالش برانگیز باشد که بفهمد منابع خود را کجا به بهترین نحو تخصیص دهد. برخی از کانالها و استراتژیها ممکن است به سرمایهگذاری بزرگتری نسبت به سایرین نیاز داشته باشند تا به طور مداوم مؤثرترین نتایج را ارائه دهند. کسبوکارها باید استراتژیهای موجود و تخصیص بودجه را برای اطمینان از توزیع منابع استراتژیک بررسی کنند.
2*عدم همکاری
در بازاریابی سازمانی، تیم های مختلفی برای اجرای موفقیت آمیز مورد نیاز هستند. در نتیجه، ممکن است تیم های مختلفی داشته باشید که به تنهایی کار می کنند و نظرات و رویکردهای خود را دارند. این احتمال وجود دارد که ارتباطات از بین برود، که منجر به فقدان همکاری شود. به این ترتیب، میتوانید کمپینهایی داشته باشید که با تصویر برند شما مطابقت ندارند یا مطابق با استانداردهای برند شما نیستند.
این امر استفاده از ابزارهای همکاری مناسب را که به بخشهای مختلف امکان میدهد به راحتی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، حیاتی میسازد. این ابزارها می توانند به آنها کمک کنند تا دستورالعمل ها و انتظارات لازم را به اشتراک بگذارند و حتی در محتوا و وظایف همکاری کنند.
3*مشکل در مدیریت برنامه
با توجه به اینکه برنامههای بازاریابی سازمانی در چنین مقیاس وسیعی عمل میکنند و استراتژیها و کانالهای زیادی را در بر میگیرند، کسبوکارها نیز ممکن است برای مدیریت مؤثر برنامههای خود با چالشهایی مواجه شوند. آنها ممکن است برای پیگیری نحوه عملکرد استراتژی های خاص تلاش کنند و به همین دلیل، نتوانند ببینند که چگونه می توان آنها را بهبود بخشید. علاوه بر این، ممکن است در کارهایی که تیمهای مختلف انجام میدهند، دید کافی وجود نداشته باشد، که واگذاری و مدیریت مؤثر وظایف را دشوار میکند.
خوشبختانه برای کسبوکارهای سازمانی، ابزارها و پلتفرمهای زیادی وجود دارد که میتوان از آنها برای بهینهسازی مدیریت بازاریابی سازمانی آنها استفاده کرد. از پلتفرمهای قوی CRM گرفته تا ابزارهای بازاریابی ایمیلی گرفته تا نرمافزارهای مدیریت پروژه – گزینههای زیادی وجود دارد که به آنها کمک میکند تا بر این چالش کلیدی غلبه کنند.
3 استراتژی های بازاریابی سازمانی پیشرو
اکنون شما ایده روشنی دارید که بازاریابی سازمانی چیست و چه چیزی آن را از یک برنامه بازاریابی معمولی متمایز می کند. شما همچنین آماده رویارویی با برخی از موانع اصلی هستید که ممکن است در طول مسیر در تلاش برای اجرای بازاریابی سازمانی ایجاد شود. برای درک بهتر نحوه اجرای آن، بیایید به چند استراتژی کلیدی که میتوانید پیادهسازی کنید نگاهی بیندازیم.
3*امتیاز دهی
از آنجایی که کسبوکارهای سازمانی در تلاش برای شناسایی نحوه تخصیص بهترین تلاشها و منابع خود هستند، امتیازدهی میتواند موهبتی باشد. این شامل رتبه بندی مشتریان بالقوه بر اساس احتمال تبدیل آنها به مشتریان بالفعل است. بدین ترتیب، شما به راحتی می توانید تشخیص دهید که باید به کدام یک از مخاطبان خود توجه جدی داشته باشید تا بتوانید تلاش ها و منابع خود را بر این اساس متمرکز کنید.
خوشبختانه برای کسبوکارها، فرآیند امتیازدهی با ابزارهای اتوماسیونی که به طور خودکار امتیازدهی و رتبهبندی سرنخهای شما را انجام میدهند، بسیار آسانتر شده است. این به شما گزینه های از پیش رتبه بندی شده ای را ارائه می دهد تا بتوانید روی پرورش آنها و راهنمایی آنها به سمت تصمیم خرید تمرکز کنید.
بهترین روش ها برای بازاریابی سازمانی
هنگامی که سعی می کنید اولین استراتژی بازاریابی سازمانی خود را پیاده سازی کنید، ممکن است برای شروع به کمک کمی نیاز داشته باشید. این بهترین روشها را بررسی کنید که به شما کمک میکند در بازاریابی سازمانی موفق شوید.
• صدای برند را توسعه دهید و آن را به طور مداوم حفظ کنید
به یاد داشته باشید که در تمام کانال ها و استراتژی های درگیر در برنامه بازاریابی سازمانی شما، تنها چیزی که همه آن را به برند شما مرتبط می کند صدای برند شما است. شما به چیزی نیاز دارید که از رقبا متمایز باشد و تأثیری متمایز بر روی مخاطبان شما بگذارد تا آنها بتوانند به خاطر بسپارند که این برند شما صحبت می کند. بنابراین بسیار مهم است که صدایی را ایجاد کنید که برای برند شما منحصر به فرد باشد و از آن به طور مداوم در تمام ارتباطات بازاریابی خود استفاده کنید.
به عنوان مثال، ASOS دارای صدای برند سرگرم کننده و معمولی است که با مخاطبان هدف خود یعنی مصرف کنندگان جوان تر (بین 16 تا 34 سال) هماهنگ است. این در تمام پست های رسانه های اجتماعی آنها و حتی در بازاریابی ایمیلی آنها منعکس می شود.
اهداف توسعه خود را ترسیم کنید
در حالت ایدهآل، شما میخواهید که رهبران شرکت و سهامداران در ترسیم اهداف توسعه شما مشارکت داشته باشند. آنها ممکن است با مدیریت بالاتر همکاری کنند تا اهداف روشنی را شکل دهند که می توانید هنگام توسعه استراتژی بازاریابی سازمانی خود با آنها کار کنید. این همچنین در شناسایی شاخص های کلیدی اصلی که به شما کمک می کند تا پیشرفت خود را اندازه گیری کنید، مفید خواهد بود.
داشتن یک هدف واضح به شما کمک می کند تا بفهمید چگونه می توانید برای رسیدن به آن اهداف تلاش کنید. حتی با بازاریابی سازمانی، اگرچه هدف شما دستیابی به رشد تصاعدی است، اما در مورد اینکه این رشد چگونه به نظر می رسد، دقیق تر باشید. این به شما حس جهت گیری بهتری را در مورد استراتژی هایی که برای دستیابی به هدف توسعه خود استفاده کنید، می دهد.
در ترکیب با بازاریابی مبتنی بر حساب شخصی استفاده کنید
بازاریابی سازمانی واقعاً با بازاریابی مبتنی بر حساب کار می کند؛ زیرا هر دو شامل تنظیم رویکرد شما بر اساس نیازها و علایق مخاطبان هدف شما هستند. با بازاریابی مبتنی بر حساب، میتوانید دادههای مهمی را در حسابهای هدف خود جمعآوری کنید، که سپس میتوانید از آنها برای اطلاعرسانی رویکردهای بازاریابی سازمانی خود در کانالهای مختلف استفاده کنید.
دستیابی به رشد تصاعدی با بازاریابی سازمانی
اکنون شما ایده روشنی دارید که بازاریابی سازمانی چیست و چگونه می توانید آن را برای کسب و کار خود پیاده سازی کنید. شما همچنین چند روش برتر برای کمک به شروع قوی دارید. وقت آن رسیده که یک برنامه بازاریابی سازمانی ارائه دهید که به شما کمک می کند تجارت خود را به طور تصاعدی رشد دهید.